اخبار

اخبار

Skip Navigation Links.

ﺳﻪشنبه، 21 مهر 1405

ساخت‌وساز با فرض آب بی‌نهایت

ساخت‌وساز با فرض آب بی‌نهایت

  پنجمین نشست از سلسله نشست‌های «شهر و آب» با عنوان «بحران آب و آینده شهرهای ایران؛ از مسئله آب تا مسئله حکمروایی» با حضور عباس آخوندی رئیس موسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان، سیدمحمد بهشتی معمار و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی و حبیب جباری جامعه‌شناس اقتصاد و توسعه برگزار شد. محور مشترک سخنان سه سخنران این بود که بحران آب را نمی‌توان فقط به کمبود بارش یا مصرف خانوار نسبت داد و نحوه توسعه شهرها، استقرار جمعیت و صنعت و ساختار مدیریت آب نیز در شکل‌گیری وضع موجود نقش دارد.

آخوندی: مسئله آب تهران فقط مصرف خانوار نیست

عباس آخوندی با طرح این پرسش که «آیا هر پروانه ساختمانی یک پروانه مجازی آب نیست؟» گفت صدور مجوز ساخت را نمی‌توان جدا از ظرفیت منابع آب شهر دید. به گفته او هر ساختمان تازه جمعیت و فعالیت جدیدی به شهر اضافه می‌کند و برای شبکه آب، برق، حمل‌ونقل و سایر خدمات تعهد تازه می‌سازد.

آخوندی با اشاره به گزارشی از سال ۱۳۵۵ درباره بحران آب تهران گفت از همان زمان بخش مهم سیاست‌گذاری بر تعرفه پلکانی و کاهش مصرف خانوار متمرکز بوده است. او افزود سرانه مصرف از حدود ۲۵۰ لیتر به حدود ۱۸۰ لیتر کاهش یافته اما بحران همچنان باقی است و این نشان می‌دهد مسئله را نمی‌توان فقط در شیر آب خانه‌ها جست‌وجو کرد.

او گفت تهران در همین دوره جمعیت بیشتری پذیرفته، ساخت‌وساز و فروش تراکم افزایش یافته و محدوده شهر توسعه پیدا کرده است. به گفته آخوندی به جای اینکه ابتدا ظرفیت اقلیمی و آبی تهران مشخص شود، در بسیاری از دوره‌ها این پرسش مطرح بوده که آب مورد نیاز توسعه بیشتر از کجا تامین شود.

آخوندی گفت سیاست آب باید از «پاسخ به تقاضا» به «تخصیص منابع» تغییر کند؛ ابتدا باید معلوم شود تهران چه میزان آب در اختیار دارد و بعد شهرداری، صنعت، کشاورزی و سایر مصرف‌کنندگان برنامه خود را با همان سقف تنظیم کنند.

نقد بارگذاری بیشتر اطراف مترو

آخوندی همچنین نسبت به برداشت رایج از توسعه مبتنی بر حمل‌ونقل عمومی یا TOD در تهران هشدار داد و گفت اگر نتیجه این سیاست افزایش تراکم و برج‌سازی پیرامون ایستگاه‌های مترو باشد، جمعیت بیشتری در همان شهری مستقر می‌شود که با محدودیت آب روبه‌روست.

او گفت حمل‌ونقل عمومی در کلان‌شهری مانند تهران باید به کاهش تمرکز کمک کند، نه اینکه به مجوزی برای بارگذاری بیشتر تبدیل شود. به گفته او هر بارگذاری تازه باید همزمان با ظرفیت آب و سایر زیرساخت‌های شهر سنجیده شود.

آخوندی در سطح ساختمان نیز بر تفکیک آب شرب از سایر مصارف، بازچرخانی آب خاکستری، استفاده از آب باران و بازنگری در الگوی مصرف آب فضای سبز تاکید کرد و گفت معماری و مقررات ساختمانی نمی‌توانند نسبت به کم‌آبی بی‌تفاوت بمانند.

بهشتی: مشکل فقط کمبود آب نیست؛ «تشنگی» را فراموش کرده‌ایم

سیدمحمد بهشتی در این نشست میان «کمبود آب» و «تشنگی» تفاوت گذاشت و گفت جامعه ایرانی قرن‌ها در شرایط کم‌آبی زندگی کرده اما محدودیت آب به بخشی از نظام سکونت، معماری و کشاورزی تبدیل شده بود.او قنات، شهرهایی مانند یزد و جایگاه حوض در معماری ایرانی را نمونه‌هایی از همین نسبت دانست و گفت: «ما کمبود آب داریم اما دیگر تشنه نیستیم.» منظور او از تشنگی، حساسیت اجتماعی نسبت به ارزش و محدودیت آب بود.

بهشتی گفت در گذشته هر منبع آب قابل استفاده صاحب و قاعده‌ای برای تقسیم داشت و همین موضوع مصرف را محدود می‌کرد. او افزود: «تا وقتی آب صاحب داشت با این آب چیزی تولید نمی‌شد که ارزشش از آب کمتر باشد.»

به گفته او طی چند دهه گذشته این نسبت تغییر کرده و هر بار که کمبود ایجاد شده پاسخ غالب، پیدا کردن منبع تازه از طریق چاه، سد یا انتقال آب بوده است.

بهشتی: رفع یک مشکل، مشکل دیگری ساخته است

بهشتی برای توضیح پیامد این رویکرد به خوزستان اشاره کرد و گفت طغیان رودخانه در این منطقه فقط یک تهدید نبود و در چرخه طبیعی خاک و کشاورزی نقش داشت. مهار رودخانه بخشی از مشکل سیلاب را کم کرد اما تغییر جریان طبیعی آب به شوری خاک و مشکلات تازه منجر شد و بعد برای حل هرکدام پروژه جدیدی تعریف شد.

او گفت: «در هفتاد سال گذشته بیشتر مشکل رفع کرده‌ایم تا مسئله حل کنیم.» به گفته بهشتی آب را نمی‌توان جدا از خاک، کشاورزی، شهر و شیوه استقرار جمعیت دید و تصمیم فنی اگر بدون در نظر گرفتن این ارتباط‌ها گرفته شود می‌تواند بحران را از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر منتقل کند.

جباری: بحران آب، بحران حکمروایی است

حبیب جباری نیز ریشه بحران را در نحوه برنامه‌ریزی و حکمروایی جست‌وجو کرد و گفت در چند دهه گذشته بیشتر بر اجرای پروژه تمرکز شده تا نتیجه‌ای که پروژه‌ها بر سرزمین گذاشته‌اند.

او گفت در گزارش‌های رسمی معمولا تعداد سدها، خطوط انتقال و حجم سرمایه‌گذاری ثبت می‌شود اما کمتر پرسیده شده این اقدامات در نهایت چه اثری بر آبخوان‌ها و امکان ادامه زندگی در مناطق مختلف داشته‌اند.

جباری دریاچه ارومیه را نمونه‌ای از این نگاه دانست و گفت سیاست‌گذاری در دوره‌ای بر کنترل پیشروی آب متمرکز بود و چند دهه بعد عقب‌نشینی آب به بحران اصلی تبدیل شد.

او پرسید اگر مسئله فقط کمبود آب بوده چرا این حجم از افزایش عرضه، سدسازی و انتقال آب نتوانسته بحران را کاهش دهد؟

صنعت به جای رفتن به سمت آب، آب را به سمت خود کشید

جباری یکی از ریشه‌های بحران را در نحوه استقرار فعالیت‌های اقتصادی دانست و گفت در اسناد آمایش بر استقرار صنایع آب‌بر در نقاط دارای منابع مناسب و به‌ویژه سواحل تاکید شده اما بخشی از صنایع در مناطق کم‌آب مرکزی ایجاد شده‌اند و حالا انتقال آب به آنها به مطالبه تبدیل شده است.

به گفته او همین الگو در شهرها نیز دیده می‌شود؛ ابتدا جمعیت و ساخت‌وساز افزایش پیدا می‌کند و بعد دستگاه آب باید برای تامین نیاز ایجادشده راه‌حل پیدا کند.

جباری تاکید کرد مسئله اصلی فقط مدیریت آب نیست و به نحوه سازماندهی جمعیت و فعالیت در سرزمین بازمی‌گردد.

مرزهای اداری با حوزه‌های آبریز همخوان نیست

جباری یکی دیگر از مشکلات را ناهماهنگی تقسیمات کشوری با حوزه‌های آبریز دانست و گفت یک حوزه آبریز ممکن است میان چند استان تقسیم شده باشد در حالی که هر استان منافع خود را دنبال می‌کند.

او این وضعیت را زمینه‌ساز تعارض میان مناطق بالادست و پایین‌دست دانست و گفت مدیریت آب تا زمانی که از جغرافیای طبیعی جدا باشد با تعارض‌های مداوم روبه‌رو خواهد بود.

جباری همچنین تمرکز مدیریت آب و کاهش نقش نهادهای محلی را بخشی از «قفل‌شدگی نهادی» توصیف کرد و گفت راه‌حل بحران فقط تعریف پروژه‌های تازه نیست و توسعه باید ظرفیت‌محور و اقلیم‌محور شود.

ثبت نظر