یکصد و چهلوهفتمین نشست تخصصی بنیاد باران همزمان با زادروز سیدمحمد خاتمی بعدازظهر ۲۱ مهر ۱۴۰۵ در کتابخانه ملی برگزار شد. عباس آخوندی در این نشست با عنوان «گذرهای جهانی زنجیره ارزش و معماری توسعه ایران» از سه موضوع سخن گفت؛ جابهجایی قدرت اقتصادی در جهان و زنجیرههای تازه ارزش جهانی، تغییر مفهوم امنیت و نسبت آن با توسعه و در نهایت موقعیت ایران در این نظم تازه.
جهان دیگر جهان دهه ۹۰ نیست
آخوندی بحث را از تغییر نقشه قدرت اقتصادی جهان آغاز کرد. به گفته او بر اساس آمار سال ۲۰۲۵ تولید ناخالص جهان حدود ۱۱۷ تریلیون دلار است که نزدیک به ۳۰ تریلیون دلار آن در آمریکا و حدود ۱۹ تریلیون دلار در اروپا و ۱۹ تریلیون دلار در چین تولید میشود. به این ترتیب بخش بزرگی از اقتصاد جهان همچنان در سه قطب اصلی متمرکز است اما به اعتقاد آخوندی نسبت قدرت میان این قطبها در حال تغییر است.
او گفت آمریکا همچنان قدرت بزرگ اقتصادی جهان است اما دیگر یکهتازی دهه ۹۰ میلادی را ندارد. آخوندی این تغییر را فقط در اعداد اقتصادی ندید و آن را به تغییر رفتار آمریکا نیز مرتبط دانست. به گفته او آمریکا پس از پایان جنگ سرد و شکلگیری جهان تکقطبی به تدریج از بخشی از قواعد همان نظم لیبرالی که خود از بنیانگذارانش بود فاصله گرفت و این روند با روی کار آمدن ترامپ آشکارتر شد. او این حرکت را نزدیک شدن آمریکا به نوعی «نظم نومرکانتالیستی» توصیف کرد که در آن منافع و قدرت ملی بیش از قواعد مشترک جهانی اهمیت پیدا میکند.
با این حال آخوندی تأکید کرد این وضعیت به معنای افول قطعی غرب نیست. به گفته او نظام سرمایهداری دو جنگ جهانی و رقابت طولانی با نظام مارکسیستی را پشت سر گذاشته و بارها توانسته خود را بازسازی کند. بنابراین نمیتوان هر بحران آمریکا و اروپا را نشانه پایان قدرت آنها دانست. آنچه تغییر کرده جغرافیای تولید است. بخشی از موتور تولید جهان که زمانی در غرب متمرکز بود به آسیا منتقل شده است و در کنار چین رشد هند نیز میتواند تعادل قدرت اقتصادی جهان را در دهههای آینده تغییر دهد.
آخوندی گفت مسئله اصلی برای ایران این است که درک کند جهان ده یا بیست سال آینده چه شکلی خواهد داشت و ایران میخواهد در کجای این نظم قرار بگیرد.
زنجیرهای از انرژی تا بازار
بخش دیگری از سخنان آخوندی به زنجیرههای ارزش جهانی اختصاص داشت. او توضیح داد تولید جهان دیگر فقط در یک کارخانه یا حتی یک کشور تعریف نمیشود. انرژی و مواد اولیه و دانش و فناوری و تولید و حملونقل و بازار مصرف حلقههای یک زنجیرهاند و بخش بزرگی از قدرت اقتصادی کشورها از حضور در این زنجیرهها شکل میگیرد.او سه حوزه عمده را در زنجیرههای جهانی مورد توجه قرار داد؛ نیمکره غربی و قاره آمریکا، اروپا و پیرامون آن و آسیا. با این حال تأکید کرد این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند و تولید جهانی از طریق شبکهای از روابط اقتصادی و تجاری میان آنها جریان دارد.
آخوندی در این بخش به یکی از پرسشهای قدیمی درباره موقعیت ایران بازگشت و گفت بارها شنیدهایم که ایران در یکی از مهمترین موقعیتهای ژئوپلیتیک جهان قرار دارد اما باید پرسید این موقعیت در عمل چه دستاوردی برای مردم داشته است. به اعتقاد او صرف قرار گرفتن در مسیرهای مهم جهان مزیت محسوب نمیشود و زمانی اهمیت پیدا میکند که بتوان آن را به سرمایهگذاری و تولید و ثبات و در نهایت رفاه تبدیل کرد.او گفت: «وقتی درباره قدرت صحبت میکنیم باید ببینیم یک کشور چگونه از مسیرهای خود صیانت میکند و چگونه از این قدرت برای خلق رفاه استفاده میکند.»
امنیت دیگر فقط ارتش نیست
آخوندی بخش اصلی سخنانش را به تغییر مفهوم امنیت اختصاص داد. به گفته او افزایش هزینههای نظامی آمریکا و چین و روسیه و کشورهای اروپایی و همچنین مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه نشان میدهد قدرت نظامی همچنان اهمیت دارد اما تعریف امنیت به این حوزه محدود نمیماند.
او گفت در دوران جنگ سرد امنیت بیش از هر چیز با موازنه تهدید و قدرت نظامی تعریف میشد اما امروز بخش بزرگی از محاسبات امنیتی به «مدیریت ریسک» مربوط است. کشوری که سهم بزرگی از تولید جهان را در اختیار دارد باید امنیت انرژی و مواد اولیه و فناوری و تراشه و حملونقل و بازارهای مصرف خود را نیز تضمین کند.
آخوندی رقابت بر سر مواد معدنی کمیاب و توجه آمریکا به مناطقی مانند گرینلند و همچنین اهمیت فزاینده کشورهای دارای منابع انرژی را نمونههایی از همین تغییر دانست. به گفته او فناوریهای جدید به حجم بالایی از انرژی و مواد اولیه خاص نیاز دارند و به همین دلیل امنیت انرژی دوباره به یکی از محورهای اصلی رقابت جهانی تبدیل شده است.
او گفت چین به عنوان یکی از مراکز اصلی تولید جهانی بیش از بسیاری از کشورها به ثبات مسیرهای تجاری و بازارهای جهانی نیاز دارد. کشوری که میخواهد «کارخانه جهان» باشد نمیتواند از بیثباتی طولانیمدت در مسیرهای تجارت خود استقبال کند. حتی کاهش چند دهم درصدی رشد اقتصاد جهانی بر اثر جنگ یا ناامنی در یک منطقه میتواند به معنای از دست رفتن صدها میلیارد دلار باشد.
از نگاه آخوندی همین وضعیت تعریف سنتی امنیت را تغییر داده است. امنیت بازار و انرژی و فناوری و اطلاعات و حملونقل اکنون در کنار قدرت نظامی قرار گرفتهاند.
ژئوپلیتیک بدون رفاه چه ارزشی دارد؟
آخوندی در ادامه بار دیگر به ایران بازگشت و پرسید کشوری که همواره از موقعیت ژئوپلیتیک خود سخن گفته تا چه اندازه توانسته این مزیت را وارد اقتصاد و زندگی مردم کند. او به سرمایه انباشته در صندوقهای ثروت کشورهای خلیج فارس اشاره کرد و گفت فاصله ایران با این کشورها در استفاده اقتصادی از موقعیت منطقهای قابل توجه است.
او گفت اگر موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک در نهایت به افزایش رفاه مردم منجر نشود باید درباره نحوه استفاده از آن تجدیدنظر کرد.
از نظر آخوندی یکی از مشکلات برنامهریزی توسعه در ایران این بوده که امنیت معمولا یک امر از پیش موجود فرض شده است. یعنی ابتدا فرض شده کشور امن است و سپس برای اقتصاد و توسعه برنامه نوشته شده است. او این تفکیک را نادرست دانست و گفت امنیت و توسعه باید «دو روی یک سکه» دیده شوند.
به اعتقاد او بنیان توسعه در شرایط جدید باید بر مدیریت ریسک استوار باشد. کشوری که برای امنیت انرژی و منابع و بازار و جامعه و اقتصاد خود برنامه ندارد نمیتواند برنامه توسعهای پایدار نیز داشته باشد.
نقد رؤیای هژمونی منطقهای
یکی از صریحترین بخشهای سخنان آخوندی به تصور ایران از قدرت منطقهای مربوط بود. او گفت بخشی از ذهنیت سیاسی ایران از سابقه تاریخی کشور و تصور هژمون منطقهای تأثیر گرفته است اما این نگاه باید دوباره بررسی شود.
به گفته او مسئله امروز این نیست که ایران اعلام کند هژمون منطقه است. مسئله این است که چه نقشی میتواند در منطقه ایفا کند که هم امنیت ایجاد کند و هم به رفاه مردم منجر شود. کاهش قدرت مطلق آمریکا نیز به این معنا نیست که کشور دیگری باید جای آن را در مقام هژمون بگیرد.
او میان همکاری و شبکهسازی منطقهای با سلطه هژمونیک تفاوت گذاشت و گفت نظم جدید بیش از گذشته بر شبکههای اقتصادی و امنیتی استوار است.
امنیت شبکهای؛ حلقه گمشده ایران
آخوندی در ادامه از مفهومی با عنوان «امنیت شبکهای» سخن گفت. به گفته او در جهانی که فناوری همزمان فرصتها و مخاطرات تازهای ایجاد میکند نمیتوان همه خطرها را فقط با ابزار نظامی مدیریت کرد. امنیت شبکهای به تبادل اطلاعات و نظام هشدار و هماهنگی میان نهادها و امکان اقدام سریع نیاز دارد.
او گفت این مفهوم هنوز در ایران به اندازه کافی مورد بحث قرار نگرفته است و حتی پیش از تغییر ساختارهای رسمی باید برداشت سیاستگذاران و جامعه از امنیت تغییر کند.
از نظر آخوندی امنیت امروز مجموعهای از لایههاست؛ امنیت نظامی و اطلاعاتی در کنار امنیت سیاسی و نهادی و اجتماعی و اقتصادی و امنیت منابع حیاتی قرار میگیرد و هر یک بدون دیگری میتواند کل شبکه را آسیبپذیر کند.
از «جمهوری اول» تا پرسش درباره نظریه امنیتی آینده
آخوندی سپس به تحول برداشت جمهوری اسلامی از امنیت منطقهای پرداخت. او گفت برداشتش از سالهای نخست جمهوری اسلامی این است که اداره کشور در چارچوب مرزهای سرزمینی ایران تعریف میشد. او به مخالفت آیتالله خمینی با اعزام نیرو به لبنان و ملاحظات او درباره ورود به عراق اشاره کرد و این رویکرد را بخشی از آنچه «جمهوری اول» نامید دانست.
به گفته آخوندی در دوره بعد این نگاه تغییر کرد و نظریهای شکل گرفت که امنیت ایران را در ورای مرزهای جغرافیایی و در کشورهایی مانند لبنان و یمن دنبال میکرد. او این تحول را تغییری اساسی در استراتژی امنیتی جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت امروز هنوز روشن نیست نظریه امنیتی آینده ایران چه خواهد بود.
آخوندی گفت اگر قرار باشد ایران در آینده نقشی در امنیت زنجیره ارزش منطقه داشته باشد باید به جای تعریف تکبعدی از امنیت مجموعهای از مؤلفههای نظامی و اطلاعاتی و سیاسی و نهادی و اجتماعی و اقتصادی را در کنار هم قرار دهد.
ایده ایران و امنیت اجتماعی
از نگاه آخوندی یکی از لایههای مهم این ساختار امنیت اجتماعی است و هویت ملی در مرکز آن قرار دارد. او گفت هویت ملی باید بتواند «نخ پیونددهنده کل ملت ایران» باشد و برای رسیدن به این هدف نسبت دولت با «ایده ایران» باید روشن شود.
او معتقد است ایده ایران در بخش بزرگی از چهار دهه گذشته یا جایگاه ضعیفی داشته یا عملا غایب بوده است. از نظر او بدون یک تعریف فراگیر از ایران و هویت ملی نمیتوان امنیت اجتماعی پایدار ایجاد کرد.
آخوندی کیفیت قانون و حکمرانی را نیز بخشی از امنیت دانست. به گفته او توسعه به قانون باکیفیت و قابل اجرا نیاز دارد و همگرایی نهادی و مدنی نیز بخشی از همین ساختار است.
اقتصاد بیثبات امنیت نمیسازد
آخوندی ثبات اقتصاد کلان را یکی دیگر از اجزای این شبکه دانست. او گفت تورم مزمن ایران را نمیتوان تنها با متغیرهایی مانند پایه پولی توضیح داد و وقتی تورم برای سالهای طولانی در سطح بالا باقی میماند باید ساختار اقتصاد و شیوه حکمرانی اقتصادی را نیز بررسی کرد.
او سپس به مالکیت و رقابت در اقتصاد ایران پرداخت و گفت پذیرش واقعی بخش خصوصی یکی از شروط توسعه است. به گفته او نمیتوان نهادی را خصوصی دانست در حالی که ریسک فعالیتش در نهایت به خزانه و منابع عمومی منتقل میشود.
آخوندی انحصارات شبهدولتی را نیز مانعی برای شکلگیری بازار رقابتی دانست و گفت تا زمانی که بخش بزرگی از بازار در اختیار ساختارهای انحصاری است نمیتوان انتظار داشت صرفا با شعار توسعه اتفاقی در اقتصاد رخ دهد.
منابع حیاتی؛ نقطهای که دیگر جای تعارف ندارد
بخش دیگری از سخنان آخوندی به آب و منابع طبیعی اختصاص داشت. او گفت مسئله منابع حیاتی دیگر بحثی حاشیهای نیست و به یکی از مسائل اصلی امنیت ایران تبدیل شده است.
به گفته او اگر کشوری برای حفظ پایداری منابع باید حدود ۶۰ درصد آب تجدیدپذیر خود را مصرف کند اما برداشت به حدود ۸۵ درصد یا بیشتر برسد نتیجه آن در فرونشست و تخریب منابع و بحران آب شهرها دیده خواهد شد. او تهران و اصفهان و مشهد را از نمونههای روشن این وضعیت دانست و گفت حتی بخشی از بناهای تاریخی اصفهان اکنون با خطر ناشی از فرونشست مواجهاند.
آخوندی تهران را نمونهای از فاصله گرفتن بارگذاری جمعیت از ظرفیت منابع دانست و گفت در دهه ۴۰ برای این پهنه جمعیتی در حدود پنج میلیون نفر در نظر گرفته شده بود اما امروز حدود ۱۷ میلیون نفر در همین منطقه زندگی میکنند. در این مدت آب از طالقان و کرج و مناطق دیگر به تهران منتقل شده است اما همزمان ساختوساز و بارگذاری جمعیت ادامه دارد.
او به بحث بلندمرتبهسازی در اطراف ۸۷ ایستگاه نیز اشاره کرد و گفت در شرایطی که تهران با محدودیت منابع آب روبهروست افزایش دوباره بارگذاری باید با این پرسش همراه باشد که آب جمعیت تازه از کجا تأمین خواهد شد.
آخوندی دریاچه ارومیه و دشتهای اصفهان و مشهد را نمونههای دیگری از همین بحران دانست و گفت مسئله فقط یک شهر یا یک دریاچه نیست بلکه کشور با مسئلهای گسترده در حوزه منابع حیاتی روبهروست.
آینده ایران از پیش نوشته نشده است
آخوندی در بخش پایانی سخنانش گفت توسعه فقط با بیان مشکلات اتفاق نمیافتد و کشور باید درباره ساختارهای اقتصادی و منابع عمومی و صندوقها و مجموعههای اقتصادی و انحصارات تصمیم روشن داشته باشد. به گفته او معلوم بودن مسئولیت نهادها و مسیر هزینهکرد منابع عمومی یکی از شروط دولت مسئول است.
او گفت که«آینده ایران از پیش تعیین نشده است. آینده ما این نیست که ناگزیر در فقر باقی بمانیم. میتوانیم به سمت توسعه برویم اما این مسیر نیازمند انتخاب و مسئولیت است. ایران برای ادامه راه به دولت مسئول نیاز دارد.»